صفحه اصلی

خبرنگاران ایران

24 دی 1388

خبرنگاران همچنان هدف هستند؛ قتل یک خبرنگار انگلیسی در افغانستان

24 دی 1388

خبرنگاران، فائقه اشکوری: وقتی یک‌شنبه هفته جاری وزارت دفاع بریتانیا اعلام کرد که یکی از روزنامه‌نگاران روزنامه «ساندی‌میرر» به وسلیه بمب کنار جاده‌ای در افغانستان کشته شده است، یک برگ دیگر به پرونده قتل‌های خبرنگاران در گوشه‌وکنار دنیا افزوده شد.

به گزارش رویترز در لندن، وزارت دفاع بریتانیا اعلام کرد که روپرت هامر که در خودرویی به همراه نیروهای نظامی آمریکا، در جاده ای به سوی شمال غربی ناوه در ایالت هلمند افغانستان در حرکت بود، در انفجار یک بمب کنار جاده ای کشته شد.

فیلیپ کوبرن، عکاس روزنامه ی «ساندی میرر» نیز در این حادثه آسیب دیده است که حال وی بدون تغییر ولی وخیم گزارش شده است.

گزارشگران بدون مرز در بیانیه‌ای درباره مرگ روپرت هامر، تصریح کرد که از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا کنون ۲۰ خبرنگار در افغانستان جان سپرده‌اند. این سازمان همچنین پیش از این در گزارش سالانه خود از رشد ۲۶ درصدی کشتار خبرنگاران در سال ۲۰۰۹ خبر داده بود. بنا بر این گزارش سالانه، در سالی که گذشت ۷۶ خبرنگار در دورادور جهان کشته شده‌اند.

خبرگزاری رویترز درباره روپرت هامر نوشت که وی اولین روزنامه نگار بریتانیایی است که از زمان آغاز یورش‌ نیروهای ایالات متحده در اکتبر 2001 به مواضع طالبان در افغانستان کشته شده است. رویترز خاطرنشان کرد: «پیش از این نیز روزنامه‌نگار کانادایی، میشل لانگ، با برخورد بمب به خودروی زرهی‌اش در 30 دسامبر جان باخته بود.»

میشل لانگ فرستاده ویژه روزنامه‌ی «کاگری‌هرالد» بود و اولین ماموریت خبری خود را در افغانستان انجام می‌داد. وی از جمله «خبرنگاران همراه» قوای نظامی کانادا بود که پایگاه اصلی آنها در ولایت پرتشنج قندهار است.

گزارشگران بدون مرز در بیانیه خود نوشت: «افزایش خشونت و حملات کور که روزنامه‌نگاران نیز از جمله قربانیان آن هستند اصلی‌ترین خطر در برابر خبرنگاران در افغانستان است. این مرگ غم‌بار یادآور خطری است که خبرنگاران برای مطلع کردن ما به جان می‌خرند. همچنین نشان‌گر آن است که امروز روزنامه‌نگاری "همراه با نظامیان" تنها راه برای خبرنگارانی است که می‌خواهند از نزدیک از وقایع گزارشگری کنند.»

گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا، نیز با ابراز تاسف از مرگ هامر به ستایش کار حرفه‌ای روزنامه‌نگارانی پرداخت که در ارتباط با سربازان ناتو به کار خود ادامه می‌دهند. براون چنین گفت: «از شنیدن این خبر غم‌انگیز به شدت ناراحت شدم و مایلم تا همدردی خود را با خانواده، دوستان و همکاران روپرت و فیلیپ ابراز کنم.» وی سپس شجاعت و مهارت آنان را در انجام حرفه‌شان ستود.

هامر گزارشگر با تجربه‌ای بود که درگیری‌های عراق، و خاورمیانه و آسیای مرکزی را پوشش داده بود. او متاهل و پدر سه فرزند بود.

تینا وی‌وِر، سردبیر ساندی میرر، به هامر که ۱۲ سال خود را وقف نوشتن گزارش کرده بود؛ ادای احترام کرد و گفت: «روپرت باور داشت که تنها جایگاه تهیه گزارش جنگی، خط مقدم جبهه است.» به گفته وی‌یر تاکید هامر بر حضور خبرنگار در میدان جنگ به حدی بود که در تحریریه به شوخی «سرجوخه هامر» خطاب‌اش می‌کردند.

  • Version imprimable de cet article
  • envoyer l'article par mail

سخن اول

  • ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی

    1 دی 1388

    مهدی جامی: در این‌که حوزه ژورنالیسم باید متمایز از اکتیویسم سیاسی و اجتماعی باشد، من تردیدی ندارم. اما این‌که این دو حوزه به هم آمیخته شده و می‌شود یکی به این دلیل ژرف‌ساختی است که بنا به آن عادت ذهنی داوری و رفتار می‌کنیم که بدان آلوده شد‌ه‌ایم، یعنی گم کردن تعریف‌‌ها و تبیین نقش‌‌ها؛ پیامد زندگی در جامعه‌ای که در این سی ساله بسیاری از مفاهیم در آن شناور شده و از تعریف خود بیرون شد‌ه‌اند. دلیل روساختی‌اش هم به نقشی که روزنامه‌نگاری در جامعه ما پیدا کرده برمی‌گردد. نقشی که در بیشتر جا‌ها با روزنامه‌نگاری به معنای یک حرفه مستقل هم‌خوانی ندارد. بنابرین بهتر است اول از خود بپرسیم اکتیویسم چیست؟ بعد از آن‌که تصوری از اکتیویسم به دست آوردیم راحت‌تر تصدیق خواهیم کرد که از ژورنالیسم فاصله دارد.

  • جنبش برای دانستن و وظیفه خبرنگاران

    18 آذر 1388

    رضا معینی: در همه کودتاها به هر شکلی که باشند محدود کردن دسترسی به «دانستن» امری «طبیعی» است. در همه کودتاها مراکز اطلاع‌رسانی و به اصطلاح «وسایل ارتباط جمعی» همچون رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها تسخیر می‌شوند و تحت کنترل نظامیان قرار می‌گیرند، روزنامه‌نگاران بازداشت و از حق انجام وظایف خود محروم می‌شوند. در ایران نیز همین امر پیش رفته است. با این مشخصه می‌توان جنبش امروز مردم ایران را، جنبشی برای دستیابی به «حق دانستن» تعریف کرد. مسئله اصلی این جنبش هم همین است: دست‌یابی به حق دانستن. این‌گونه است که از یک سو تلاش برای مطلع کردن و مطلع شدن و از سوی دیگر جنون به بند کشیدن خبر و خبرنگار و بی‌خبری برای همگان - به هر قیمتی- در برابر هم صف کشیده‌اند.