مهدی جامی: در اینکه حوزه ژورنالیسم باید متمایز از اکتیویسم سیاسی و اجتماعی باشد، من تردیدی ندارم. اما اینکه این دو حوزه به هم آمیخته شده و میشود یکی به این دلیل ژرفساختی است که بنا به آن عادت ذهنی داوری و رفتار میکنیم که بدان آلوده شدهایم، یعنی گم کردن تعریفها و تبیین نقشها؛ پیامد زندگی در جامعهای که در این سی ساله بسیاری از مفاهیم در آن شناور شده و از تعریف خود بیرون شدهاند. دلیل روساختیاش هم به نقشی که روزنامهنگاری در جامعه ما پیدا کرده برمیگردد. نقشی که در بیشتر جاها با روزنامهنگاری به معنای یک حرفه مستقل همخوانی ندارد. بنابرین بهتر است اول از خود بپرسیم اکتیویسم چیست؟ بعد از آنکه تصوری از اکتیویسم به دست آوردیم راحتتر تصدیق خواهیم کرد که از ژورنالیسم فاصله دارد.
رقابت آنلاین برای نجات روزنامهها
26 مهر 1388کریستی اولافسون، مجله تایم
وقتی مدیران اجرایی روزنامههای برجسته دنیا اواخر ماه می تحت تدابیر امنیتی در هتلی نزدیک به فرودگاه شیکاگو گرد هم آمدند، به این نتیجه رسیدند که به یک منجی نیاز دارند؛ و این منجی میتواند یکی از کمپانیهای تکنولوژیک باشد تا به آنها در پیدا کردن راههایی برای کسب درآمد در فضای آنلاین کمک کند. پس از این نشست، فراخوان برای پیشنهاد راهحل در این زمینه برای ۱۰ کمپانی برجسته ارسال شد و از اوایل ماه جولای پاسخها بهتدریج دریافت شد. طرح پیشنهادی گوگل که به اشتباه در نهم سپتامبر در فضای آنلاین منتشر شد، سیلی از گزارشهای رسانهای را پیرامون نقشه گوگل برای نجات روزنامهها در پی داشت.
اما بقیه کمپانیهایی که ایدههای خود را در این زمینه مطرح کردهاند در این باره چه نظری دارند؟ کمپانیهایی که عمدتا از قدرتهای نامآور جهان تکنولوژی هستند؛ از IBM گرفته تا مایکروسافت و همچنین کمپانیهای نوپا اما موفقی همچون YouData و ژورنالیسم آنلاین.
ریچ گوردون، مدیر نوآوریهای دیجیتال در دانشکده روزنامهنگاری مدیل میگوید: "قطعا این پتانسیل در هر یک از این کمپانیها وجود دارد که بیش از دیگران در این زمینه مشهور شوند و نقش مسلط را ایفا کنند و این در صورتی با موفقیت همراه خواهد بود که آنها در مدل اقتصادی و تکنولوژیک پیشنهادی خود، نوعی طرح متشکل از چند وبسایت مرتبط را تدوین و ترسیم کنند."
گوگل در این زمینه نسبت به دیگر رقبای موجود بهمراتب امتیازات بیشتری دارد، چون تجربه بهرهگیری از این تکنولوژی را در کارنامه خود دارد. مبنای آخرین طرح پیشنهادی گوگل، بهرهگیری توسعهیافته از ابزار Checkout گوگل است که به کاربران این امکان را میدهد که با یک بار ورود با نام کاربری و رمز عبور، بتوانند در جاهای مختلفی در جهان وب خرید کنند. پلتفرم پیشنهادی آنها برای روزنامهها هم شباهت بسیاری به این طرح اجراشده دارد. کاربران میتوانند با ورود به یک سایت، محتوای روزنامههای مختلف را پیگیری کنند و در صورت تمایل با قیمتی یکسان بخرند.
اما درباره ارتباط گوگل با روزنامهها حرف و حدیثهای فراوانی وجود دارد، و بیشتر به خاطر روش توزیع محتوای روزنامهها توسط گوگل نیوز است که در آن مخاطبان میتوانند بدون مراجعه به سایتهای اصلی که منبع اخبار و گزارشها هستند، تیتر و خلاصهای از آنها را بخوانند. در هر صورت گوگل در شانزدهم سپتامبر تلاش کرد تا با راهاندازی "فست فلیپ" حسن نیت خود را نشان دهد و از فشارهای موجود بکاهد. فست فلیپ یک هاب خبری است که به مخاطبان امکان گشت و گذار در میان روزنامهها و مجلات را میدهد، اما بخشی از درآمدهای حاصل از تبلیغات موجود در سایت را به روزنامهها میپردازد.
طرح پیشنهادی دیگر، طرح ژورنالیسم آنلاین است. کمپانی خبری که استیون بیل، سردبیر سابق کانتنت و گوردون کورویتز، از ناشران پیشین والاستریت ژورنال، از بنیانگذارانش بودهاند. اساس طرح این کمپانی فراهم کردن درگاهی برای فروش محتوای خبری بسیاری از تولیدکنندگان است، اما به آنها اجازه میدهد که تصمیم بگیرند کدام بخش از محتوا باید برای فروش عرضه شود و کاربران باید چه بهایی برای آن بپردازند.
طرح ژورنالیسم آنلاین که تفاوتهای اساسی با طرح پیشنهادی گوگل دارد، پلتفرمی با ظرفیت توسعهای چشمگیر ارائه میکند. طرح دیگری هم توسط سرویس اخبار جهانی کمپانی مای وایر تدوین شده که بر اساس تعبیه "دیوار فروش" استوار است، اما از تکنولوژیهای تجربهشده موجود استفاده میکند.
مایکروسافت، دیگر غول جهان تکنولوژی هم همچون گوگل، تجربه و تکنولوژی لازم برای تعبیه دیوار فروش را در اختیار دارد و پیشنهاد گردآوری اطلاعات از منابع گوناگون خبری و انتقال آنها به مکانی که تنها با پرداخت بهای تعیینشده به نمایش درآید را مطرح کرده است. طرح این کمپانی بر سلایق و اهداف گوناگون مخاطبان از بررسی منابع خبری تاکید دارد. یاهو هم اعلام کرده است که طرحی را در دست تهیه دارد، اما تا کنون جزییات آن منتشر نشده است.
با این وجود، کدام یک از این کمپانیها برنده نهایی خواهند بود؟ رندی کوتز، مدیر اجرایی اتحادیه مطبوعات اسکریپس هوارد برای ۱۳ روزنامهای که توسط این اتحادیه منتشر میشوند به زودی تصمیم خواهد گرفت. او معتقد است کمپانیهای تکنولوژیکی که طرح خود را بر مبنای ابزارهای موجود تدوین کردهاند، بیشترین شانس را برای پیروزی خواهند داشت. به اعتقاد وی گوگل از دیگر گزینهها مطلوبتر است، چون تجارب ثابتشده و پیشینه درخشانی در زمینه مدیریت اقتصادی محتوای آنلاین دارد. "این برای ما اهمیت بسیاری دارد، چون باید پیش از آغاز همکاری، به ابزارهای استفاده شده اعتماد کامل داشته باشیم."
قضاوت درباره اینکه پیروزی هر یک از این کمپانیها چه نتیجهای در پی خواهد داشت، آسان نیست. هنوز حتی مشخص نشده که چه کسی مالکیت محتوا را بر عهده خواهد داشت. این پرسش هم همچنان بیپاسخ مانده است: آیا ایدههای گوناگون برای نحوه فروش محتوا، اساسا مورد استقبال مخاطبان قرار خواهد گرفت؟ اریک اشمیت، از مدیران ارشد گوگل اخیرا به مدیران اجرایی یکی از کمپانیهای خبری انگلیسی گفت که قیمتگذاری بر روی محتوای آنلاین، جز برای بازارهای خاص و تخصصی، کارآیی نخواهد داشت و با شکست مواجه خواهد شد. نظرسنجیهای انجامشده از کاربران نیز به این تردیدها قوت میبخشد. نتایج یکی از این نظرسنجیها که اواسط سپتامبر منتشر شد نشان میدهد که آن دسته از کاربرانی که گفتهاند حاضر به پرداخت پول برای دستیابی به محتوا هستند، به طور میانگین ماهانه ۴/۶۴ دلار میتوانند بپردازند، در حالی که ۴۷ درصد کاربران گفتهاند که هیچ بهایی بابت محتوای آنلاین نخواهند پرداخت.
سخن اول
-
ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی
1 دی 1388 -
جنبش برای دانستن و وظیفه خبرنگاران
18 آذر 1388رضا معینی: در همه کودتاها به هر شکلی که باشند محدود کردن دسترسی به «دانستن» امری «طبیعی» است. در همه کودتاها مراکز اطلاعرسانی و به اصطلاح «وسایل ارتباط جمعی» همچون رادیو، تلویزیون و روزنامهها تسخیر میشوند و تحت کنترل نظامیان قرار میگیرند، روزنامهنگاران بازداشت و از حق انجام وظایف خود محروم میشوند. در ایران نیز همین امر پیش رفته است. با این مشخصه میتوان جنبش امروز مردم ایران را، جنبشی برای دستیابی به «حق دانستن» تعریف کرد. مسئله اصلی این جنبش هم همین است: دستیابی به حق دانستن. اینگونه است که از یک سو تلاش برای مطلع کردن و مطلع شدن و از سوی دیگر جنون به بند کشیدن خبر و خبرنگار و بیخبری برای همگان - به هر قیمتی- در برابر هم صف کشیدهاند.





